ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
257
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
كبير مىنامند ، و تمامى خلق لباس فاخر پوشيده و در كليساها مىروند و با يكديگر ديد و بازديد مىكنند و مباركباد مىگويند . در خانهء پادشاه كثرت و جمعيت به حدى مىشود كه مافوقى بر آن متصور نيست . صاحبى ايلچى بعد از ناهار « 1 » با مهمانداران و همراهان به جهت مباركباد به خانهء پادشاه رفتند . در مكانى كه اغلب بزرگان و ايلچيان قرار داشتند . صاحبى ايلچى رفته توقف كردند . پادشاه و متعلقانش در كليسا رفته بودند . بعد از ساعتى آمدند . به همان آئين پيش پادشاه در « 2 » [ جلو ] اوطاقى تعارفى به همهء خلق كرده ، به جانب صاحبى ايلچى آمده اظهار تلطف بسيار كرده ، صاحبى ايلچى او را مباركباد گفتند و او به سمت باقى ايلچيان و بزرگان رفته زن و مادر و خواهرانش از عقب پادشاه داخل آنجا شدند . هريك به جانب صاحبى ايلچى آمده ، از روى رأفت و محبت تعارفات كردند و ايلچى آنها را مباركباد نيز مىگفتند . تا اينكه آنها به همهء مردم لوازم تعارف بهجاى آوردند و پادشاه و متعلقان به مكان خود رفتند و ايلچى معاودت به منزل خود نمودند . كرچكف كه سابق در پتربورغ نايب پادشاه بود ، با چندين نفر از بزرگان به ديدن صاحبى ايلچى آمده ، مدت معقولى توقف و هر مقوله صحبت در ميان داشتند و بعد روانهء منزل خود شدند . يك نفر از مهمانداران آمده بستهء مكتوبى از دولت عليهء ايران آورده باز نموديم . فرمان همايون شاهنشاه عالمپناه و رقم نواب ولى عهد ، و نوشتجات صاحب معظم صدراعظم و ساير امناى دولت قاهره ، و دوستان صاحبى ايلچى در آن بود . فرمان و ارقام را زيارت و از مضامين آنها سرافرازى حاصل صاحبى ايلچى گرديد . مكتوبى مستر موريه ، ايلچى انگريز قلمى داشته بود ، فوت مرحومه زوجهء مرحمتپناه حاجى محمد ابراهيم خان كه مادر زن صاحبى ايلچى بوده باشد در آن تحرير شده بود . صاحبى ايلچى از مطالعهء آن قرين غم و اندوه بىپايان شدند . ساير مكاتيب را مطالعه و به حقير سپردند . چون پيش تحرير شد كه اين يوم ، روز اول سال نو روسيه است و تا چندين يوم ، تمام خلق به عيش و عشرت و ديدوبازديد مشغول هستند . در سنوات سابق در ميان روسيه قاعده بوده كه هر سال در اين شب مجموع خلق ، از زن و مرد ، از اعاظم واو اسط ، و عوام الناس خود را به لباس غير خود آراسته مىگردانيده و صورت خود را تصوير غريب نصب مىكرده ، و لباسهاى مختلف مىپوشيده در خانهء پادشاه مىرفتند و در آنجا از اول شب تا قريب صبح به اين طريق با يكديگر گردش مىكردند و شوخطبعى و صحبتهاى مختلف با هم مىداشتند در آنجا قهوه و چاى « 3 » و شيرينىآلات و ميوه و شربتها و شراب صرف مىكردند و اين عمل را مسخرات مىگويند و قريب به صبح هر يك به مكان خود روان مىشدند . چنانچه سالى از سالها بيست و هفت هزار نفر قلمى در خانهء پادشاه از اشخاصى كه معروف و مشهور بودند به اين لباس جمع شده بودند ، سواى كسانى كه در تعداد نبود ، خلاصه اين عمل به علت طلوع ناپليان و اغتشاش محال فرنگان چندين سال بود كه در ميان ايشان موقوف و معدوم شده بود . در اين سال كه ناپليان گرفتار و اساس دوستى و اتحاد فيما بين تمامى اهالى يوروپ محكم و برقرار شده بود ، اين شب به حكم پادشاه همان اساس را برپا داشتند . بهقدر بيست هزار نفر از اهالى روسيه ملبس
--> ( 1 ) - متن : نهار ( 2 ) - متن : درب ( 3 ) - متن : چاهى